چاره كار تنها اين نيست
بعد از نزديك به دو هقته پرسپوليس به همان جائي بازگشت كه در پايان فينال جام حذفي رسيده بود و از سوي منابع مطلع خبر مي رسد كه بار ديگر علي دائي هدايت تيم پرسپوليس را بر عهده گرفته است اين خبر در حالي منتشر مي شود كه از سوي حبيب كاشاني سر پرست باشگاه پرسپوليس لحني عجيب را مي شنويم او با قاطعيت اعلام مي كند با انتخاب علي دائي ثابت شد كه من گزينشي كار نمي كنم و گويا با اين سخن مي خواهد كه نوعي طلبكارانه با اين موضوع بر خورد كند كه روزهاي با ارزشي را براي پرسپوليس از دست داده است اما در روزگار مديريت روز مرگي اين سخنان حبيب كاشاني را لابد از ما بهتران امتياز مثبت مي دانند!! در حاليكه اين گونه نيست و رسما با اين نوشته حبيب كاشاني را مقصر مي دانيم زيرا
1/ پرسپوليس در فصل گذشته نتايج بسيار عجيبي در ليگ برتر گرفت كه ماحصل آن 10 باخت بود و علي دائي و حبيب كاشاني هر كدام ديگري را متهم كردند كه در امر اين شكست مقصر هستند علي دائي معتقد بود كاشاني نفرات برگزيده او را انتخاب نكرده است و كاشاني هم از سوي ديگر اين گفته را نقض مي كرد حال مي پرسيم آيا حبيب كاشاني نبايد دنبال مهره هاي قوي تري نسبت به علي دائي مي رود و زمان تيم پرسپوليس را با بررسي برنامه هاي استيلي و درخشان كه سر مربيان ديپورتي شاهين بوشهر و شهرداري تبريز هستند هدر نمي داد؟
2/ بر خورد هاي كاشاني و علي دائي در برنامه 90 گواه يك موضوع بود كه آب اين دو نفر به يك جوي نمي رود و از آنجائي كه كاشاني فكر نمي كرد دائي برنامه كاري بدهد با تشكيل كميته اي شايد يك شبه به نام كميته فني كه متشكل از افرادي بود كه هيچگاه مردان موفقتي در امر مربيگري نبوده( پنجعلي ) و يا مربيان فاقد شغل ( ذولفقار نسب ) و يا اصولا مربي نبوده اند ( زاد مهر ) سعي داشت كه انتخاب خودش ( استيلي ) را به تنهائي مسئوليش را بر عهده نگيرد اما جو حاكم و دستورهايئي كه از بالا و پايين به او تحميل مي شد و ترفند دائي باعث شد كه چاره اي جز قبول مجدد دائي نداشته باشد و لحن او كه مي گويد دائي تنها 12 ساعت براي پاسخگوئي وقت دارد نشان از عدم رضايت او بر بازگشت دائي دارد حال مي پرسيم اگر كاشاني توانائي يك مدير متوسط را داشت بايد مي گذاشت آن اتفاقها در برناه 90 بيافتد ؟ آيا اين لحن 12 ساعت وقت دارد نشان از كودكي و ناپختگي ذهن مدير پرسپوليس ندارد ؟ چرا يك مدير بايد اين گونه پلهاي پشت سر خود را خراب كند ؟
3/ مي گويند يكي از دلايل بازگشت علي دائي اين بوده كه او اعلام كرده دستمزد خود را مي بخشد مي پرسيم اين فاكتور مي تواند دليلي براي انتخاب يك سر مربي باشد ؟ ساليانه ميلياردها تومان صرف هزينه هاي دو باشگاه بزرگ ايران مي شود هزينه هائي كه شامل حضور آدمهائي ناكار بلد و پر اشتباه در پيكره اين دو باشگاه شده است مرداني كه شامل همين كميته فني و اعضاي رسانه هاي منتسب به اين باشگاهها و ليدر هاي مزد بگير و تنش آفرين و خريد بازيكناني چون اوساله و سكوبرت و ... مي شود حال دادن دستمزد به سر مربي هزينه اضافي حساب مي شود ؟ توقع نتيجه دگيري و پاسخ گوئي از سر مربي كه به او دستمزدي نمي دهند در كدام قاموس مديريتي مي تواند باشد ؟
4/ چرا برنامه علي دائي اينقدر دير دريافت شد ؟آيا همه اين بازيها يعني تشكيل كميته فني و بررسي برنامه گزينه ها تنها يك سياه بازي سياسي نبود ؟ آيا اگر مديريت حداقلي در پرسپوليس بود نبايد برنامه دائي را هفته هاي پيش از پايان ليگ از او مي گرفتند ؟ آيا بهتر نبود مرداني چون كاشاني و رسائي كه در هفته هاي آخر دائي را تنها گذاشته و حتي هر دم آرزوي سقوط او را داشتند نبايد بجاي آن حركات بچگانه برنامه ها و بازيكنان دائي را مي گرفتند ؟ امروز هنوز مشخص نيست به چه دليل استيلي و درخشان و مايلي كهن براي مقابله با دائي انتخاب شدند ؟ چرا سر مربيان قوي تري چون دنيزلي و بونايچچ براي مقابله با دائي بر نگزيدند ؟ چرا رفاقت باعث حضور استيلي در سالهاي اخير در اطراف پرسپوليس مي شود چند سياهي لشگر چون درخشان و مايلي كهن را هم در كنارش قرار مي دهند ؟ اين نوع مديريت تئاتري چه كمكي به پرسپوليس مي كند؟
امروز كاشاني پشت انتخاب دائي مي تواند فكر كند كه دل طرفداران پرسپوليس را به سوي خود جذب كرده است طرفداراني كه تنها عده اي كمي از آنها كار كرد دائي در دو فصل گذشته را پسنديدند و بيشتربه خاطر اين كه رفيق مدير عامل ( استيلي ) به اين تيم نيامده خوشحال هستند و كاشاني هم براي خودش اين حق را قائل است كه در صورت عدم نتيجه گيري دائي بگويد كميته فني او را انتخاب كرده است و ديگر نتواند بي پاسخ در برابر شاهكارهاي ! مديريتش در سالهاي گذشته يعني عدم تمديد قرار داد با دنيزلي و به استخدام در آوردن استيلي و قطبي و اخراج كرانچارد و استخدام دائي باشد اما مي گوئيم اين پرسپوليس با اين مديريت با اين روش فكري با اين انديشه ها باز هم دچار مشكل مي شود و شايد بهترين حرف اين باشد كه مديريت باشگاه پرسپوليس هم نياز به بررسي داشته كه به نظر نمي رسد اين بار كج به مقصد رسد حتي اگر دائي باشد و تيم را با مهره هاي رنگارنگ و نامي پر كنند ...
تكلمه : در حالي كه اين مطلب را چند ساعتي نيست كه گذاشته ام خبر رسيد كه ترفند كاشاني موثر شد دائي انصراف داد و از لحن غير اصولي كاشاني براي پذيرش مسئوليت انصراف داد و باز طفيلي ها به پرسپوليس آمدند تا بر اين تيم همان رود كه لايق مديريتش است افسوس
تورج عاطف